اجزای اکوسیستم کارآفرینی
1395/4/20
ادمین سایت

 

به راستی کارآفرین کیست؟ کارآفرینی به چه معنی است؟ استارتاپ چیست؟ مرکز شتابدهی یا اکسلریتور چیست؟ فرق بین مرکز رشد و مرکز شتابدهی در کجاست؟ سرمایه گذار واقعی  فرشته  VC به چه کسانی گفته می شود؟ و سوال های بسیار دیگری که شاید این روزها در ذهن خیلی از ما شکل بگیرد، اما قبل از آن، بیاییم کمی از بالاتر به سوال های بالا نگاهی بیندازیم و از دیدگاه کلان آن ها را پاسخ دهیم!

 

واقعا در حال حاضر در کشور ایران، وضعیت و جایگاه ما از نقطه نظر هرم جمعیتی، منطقه ای، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و اجتماعی چگونه است!؟ همان طور که می دانید در حال حاضر جمعیت ایران طبق آخرین اطلاعات مرکر آمار ایران حدود 77،450,000 نفر و سرانه تولید ناخالص داخلی برای هر ایرانی 4900 دلار می باشد. جمعیت 20 الی 35 ساله ایرانی نزدیک به 32,000،000 نفر از جمعیت کشور را در بر می گیرد، که عموما تحصیلکرده و به دنبال نیازهای جاری و پیش روی خود هستند نظیر اشتغال، تحصیل، درآمد، ازدواج، مهاجرت، مسکن و غیره. نرخ بیکاری در ایران طبق آخرین آمار رسمی 10.5 درصد از جمعیت فعال کشور می باشد.، همچنین نرخ بیکاری نزد جوانان معادل 25.7 درصد می باشد! دولت برای رسیدن به نرخ رشد مصوب اقتصادی طی برنامه پنجم توسعه، سالانه بایستی نزدیک به 800،000 شغل ایجاد کند! در این کشور سالانه بین 150 تا 180 هزار نفر از جوانان تحصیلکرده اقدام به مهاجرت می کنند، که این پدیده منجر به زیان سالانه معادل 180 میلیارد دلار می شود.

 

از حیث تکنولوژی و صنایع پیشرفته کشور ایران با توجه به جمعیت جوان و مستعد خود از یک سو و از سوی دیگر جهت گیری ها و حمایت های دولت ایران به/از اقتصاد دانش بنیان و نیز توسعه زیرساخت های مخابراتی و فناوری اطلاعات باعث شده رتبه ایران در صنایع پیشرفته نظیر نانو فناوری، بیو فناوری و سلولهای بنیادی به ترتیب هفتم، سیزدهم دنیا و اول منطقه باشد. هم اکنون با نرخ نفوذ بالای اینترنت در کشور، بیش از 55 میلیون نفر به اینترنت و شبکه دسترسی دارند. بر اساس برخی آمار غیررسمی، تعداد تلفن های هوشمند فروش رفته در بازار ایران تا به حال نزدیک به 30 میلیون گوشی بوده است.

 

حال سوال اساسی اینجاست که چگونه می توان به رشد اقتصادی پایدار رسید؟ از چه راهی مشکل بیکاری جوانان قابل حل است؟ چگونه جوانان تحصیل کرده ایرانی می توانند ثروتمند شوند؟ و اساسا آیا ثروتمند بودن خوب است یا خیر؟

 

 

یادداشت و مکاتبات
1395/4/20
ادمین سایت

 

ظاهر مکاتبات شما همان‌قدر اهميت دارد که گفته‌هاي شما. نامه‌هاي ما بيش از آنچه فکرش را بکنيم، نمايانگر واقعيت خود ما هستند. نامه در ارتباطات، واسطه‌اي بسيار قوي است و مي‌تواند بيش از هر مکالمه‌اي صميمانه و ثاثيرگذار باشد.

 

مکاتبات همواره بايد از الگوي خاصي تبعيت کنند و طبق اصول و مصالح، افراد مختلف را به اشکال مختلف خطاب کنند:

 

  • از کاغذ نامه تميز استفاده کنيد.

  • بهتر است نامه‌هاي رسمي‌ را تايپ کنيد، اگر يادداشت‌تان را به‌جای تايپ‌کردن با دست بنويسيد، محبتي شخصي بر آن خواهيد افزود.

  • هنگام تنظيم يادداشت، به کسي که مخاطب شماست فکر کنيد! که آيا لحن نامه شايسته اوست و آيا جان کلام شما را دريافت خواهد کرد.

  • حتي يک نامه تک‌جمله‌ای بر اساس ظاهرش مي‌تواند به‌اندازه چندين جلد کتاب درباره فرستنده‌اش حرف بزند.

  • يادتان باشد هميشه بگوئيد: «بين شما و من»، و نگویید: «بين من و شما»، این‌گونه در نوشتار ادب و تواضع خود را نشان مي‌دهيد.

  • جملات کوتاه و مستقيم، اطمینان‌بخش‌تر از جملات و عبارات و اصطلاحات طولاني و مبهم است.

  • وقتي به کسي که نامش را نمي‌دانيد نامه مي‌نويسيد، عنوان «خطاب به مسئول مربوطه» بهتر از عناوين «آقاي محترم» يا «خانم محترم» است.

  • نامه‌هاي رسمي ‌را با عباراتي چون: «ارادتمند شما» خاتمه دهيد، چنانچه با مخاطب نامه آشنايي بيشتري داريد مي‌توانيد از عباراتي مانند:  «دوستدار شما»، «با بهترين آرزوها» و غيره استفاده کنيد.

  • افکار و مقاصد شما نبايد پشت اصطلاحات و کليشه‌هاي خاص، کلمات نامأنوس و عبارات پيچيده و طولاني پنهان شوند.

زبان ساده، افسون سادگي و وضوح با خود دارد.

آداب تماس تلفنی
1395/4/20
ادمین سایت

 

هنگام مکالمه تلفني، آنچه می‌گویید، نحوه گفتن و لحن صدايتان، در ايجاد اولين برداشت از شما بسيار اهميت دارد:

 

  • وقتي با تلفن صحبت می‌کنید، واضح حرف بزنيد، اما صدايتان را بلند نکنيد.

  • صحيح آن است که همواره در صحبت‌هاي تلفني با گفتن نام و نام شرکت يا قسمت‌تان خود را معرفي کنيد، سپس اطلاع دهيد که قصدتان صحبت با چه کسي است، (اين کار باعث صرفه‌جوئي در وقت هم مي‌شود.)

  • در زماني تماس تلفني برقرار کنيد که براي هر دوي شما مناسب باشد، نه زماني که يکي از شما عجله دارد. يا در حال ترک کردن محل کارش است.

  • اگر مي‌بينيد، طرفتان با گفتن حرف‌های بي‌فايده دارد وقت شما را مي‌گيرد، مؤدبانه برنامه فشرده‌تان را بهانه کنيد و عذر بخواهيد. بگوئيد در وقت مناسب‌تري حتماً به او تلفن خواهيد کرد.

  • در صورت قطع تماس تلفني، بايد تحت هر شرايطي شده، بلافاصله مجدداً تماس بگيريد.

  • نحوه تمام‌شدن تماس تلفني شما هميشه به ياد شخص مقابل مي‌ماند. سعي کنيد مکالمه را با يک نکته مثبت تمام کنيد.

  • در مکالمات تلفني اداري هميشه خداحافظي کنيد و اجازه دهيد اول طرف مقابل‌تان گوشي را بگذارد.

  • پیامی که روي پیغام‌گیر تلفن ضبط می‌کنید بايد مشخص و مختصر باشد.

  • به‌محض امکان، به تلفن‌هايي که به شما شده جواب بدهيد.

  • اگر شما به کسي تلفن کرديد و پیغام‌گیر تلفن به شما جواب داده نام کامل، علت تماس و مناسب‌ترين زمان برقراري تماس  با خودتان و شماره تماس با خودتان را واضح و کامل بيان کنيد.

 

روان شناسی فروش
1395/4/20
ادمین سایت

 

  • فروشندگان با ايجاد انگيزه مي‌توانند به فروش‌هاي مطلوب دست يابند.

  • فروشندگان موفق نخست به انسان و سپس به فروش پرداخته‌اند. 

  • علائم جوامع و سازمان‌ها و شرکت‌هایی که فرهنگ فروش دارند عبارتند از

    باور به‌منظور کردن بودجه کافي و هزينه براي فروش و تبليغات

    باور به تخصصي‌بودن فروش و تبليغات و هنري بودن و جنبه جهاني آن

    باور به اهميت دادن به مشتري

    باور به شناخت بازار و تحقيق در آن

  • هدف از تبليغات سالم، اطلاع‌رساني همراه با خوشايندسازي است.

  • انسان هوشمند کسي است که در دوران زندگي خود درک می‌کند چه چيزي مهم است و چه چيزي مهم نيست و يکي از مهم‌ترين‌ها در زندگي امر فروش است چرا که ما همه فروشنده‌ايم، گاه کالا، گاه خدمات و گاه فکر و ايده خود را مي‌فروشيم.

  • روان‌شناسي فروش از شروط لازم موفقيت‌هاي سازماني است.

  • مهارت فروش يک امر آموزشي است و همه افراد اگر بخواهند مي‌توانند آن را بياموزند.

  • در فروش در دنياي امروز روابط مشتري و فروشنده بر مبناي احترام به حقوق متقابل  است.

  • فروش مساوي است با نفوذ و اين امر با قدرت نفوذ فروشنده و با لحاظ نمودن موازين اخلاقي و مهارت‌هاي نفوذ به وقوع  مي‌پيوندد.

 

                                                       نکته

 

نااميد نگرديم همه مي‌توانند با افزودن بر دانش خود به فروشنده موفقي بدل گردند.

 

تصور و تخيل کارگاهي است که در آن، همه برنامه‌ها از سوي انسان خلق مي‌شود. 

 

                                                                                                " ناپلئون هيل "

 

به نظر مي‌رسد که اغلب تصميماتي که در زندگي مي‌گيريم شب‌ها به ذهنمان خطور می‌کند و بعد، صبح از خانه بيرون مي‌رويم و در اين فکر هستيم که با آن انديشه چه مي‌توانيم بکنيم.

 

  • فروش " بازي با اعداد " است. تا مي‌توانيد با مشتريان بالقوه تماس بگيريد. یقیناً تعدادي از آن‌ها به مشتري‌هاي بالفعل  بدل مي‌گردند.

    اگر " پرتاب گلوله‌هاي گل " به ديوار را آغاز کنيم و ادامه دهيم سرانجام مقدار زيادي از گل روي ديوار خواهد ماند.

  • شايد معني فروش " بازي رد شدن " باشد. يعني هرچقدر افراد دست رد به شما بزنند امکان فروش افزايش مي‌يابد زيرا معني آن اين است که شما با افراد بيشتري صحبت کرده‌ايد و در ضمن اين رد شدن‌ها راه قبول شدن را خواهيد آموخت.

  • اگر کسي علاقه به خريد نداشت؛ بلندتر حرف زدن و تند تند حرف زدن شما مشکلي را حل نخواهد کرد.

    "خريدار بالقوه " را بشناسيد تا انرژي شما صرف افرادي شود که احتمالاً خريدار خواهند بود.

    با طرح سؤالاتی مي‌توان مشتري را متقاعد کرد که او به محصول شما نياز دارد.

    به‌جای توضيح اضافه درباره محصول‌تان و کلافه‌کردن مشتري با چند سؤال نياز او را تشخيص دهيد که چگونه مي‌توانيد با ارائه محصول خود نياز او را برطرف کنيد.

  • دائماً درباره فروش مطالعه کنيد.

    " موفقيت يک حادثه نيست، شکست هم يک حادثه نيست. "

  • در واقع موفقيت قابل پيش‌بيني است.

  • اگر به تکرار کاري را که مردمان موفق انجام مي‌دهند را انجام دهيد هيچ عاملي نمي‌تواند سبب شود که شما به همان نتايج نرسيد.

  • هر کس که امروز در جمع %10 بالا است، یقیناً روزي جزو %10 پايين بوده است.

  • هر کس که امروز کارش را خوب انجام مي‌دهد شايد روزي کارش را بد انجام مي‌داده است.

  • هر کس که امروز در جلوي صف است شايد روزي در انتهاي صف بوده است.

  • کافي است بدانيم که موفق‌ها چه مي‌کنند.

  • براي موفقيت از آموخته‌هاي خود استفاده کنيد.

    آنچه را که ذهن بتواند تصور و باور کند مي‌تواند به آن دسترسي پيدا کند.

                                                                                                         " ناپلئون هيل"

 

هدف داشته باشید
1395/4/20
ادمین سایت

 

هدف داشته باشيد

 

و

 

در راه هدف گام برداريد

 

  • فروشندگان برجسته جملگي هدف‌گرا هستند.

  • کيفيت بالاي هدف‌گرایی با موفقيت در ارتباط است.

  • پردرآمدترین افراد از قبل مي‌دانند که درآمد روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه آن‌ها چه خواهد بود.

  • آن‌ها مي‌دانند که براي رسيدن به اين اهداف بايد روزانه چند بار با مشتري احتمالي تماس بگيرند.

  • آن‌ها حتي مي‌دانند با پولي که دريافت مي‌کنند چه خواهند کرد.

  • براي همه اين موفقيت‌ها بايد دقیقاً برنامه‌ريزي کرد.

  • اگر هدف نداشته باشيد و هدفتان دقيق نباشد گويي در هواي مه‌آلود تير‌اندازي می‌کنید.

  • بهترين تير‌انداز نيز در هواي مه‌آلود نمي‌تواند به هدف بزند! او هدف را نمي‌بيند و اين طبيعي است که به هدف نزند!

  • اهداف مضحک به شما انگيزه نمي‌دهد.

  • هدف بايد گاه جاه‌طلبانه اما قابل‌دسترس باشد.

  • اهداف غیرواقع‌بینانه از انگيزه شما کم می‌کند.

  • اگر هدف غیرواقع‌بینانه باشد با اولين چالش و دشواري دست از کار خواهيد کشيد.

  • افراد سطح بالا حتي رقم دقيق درآمدي خود را هدف‌گذاری مي‌کنند.

  • کسي که نمي‌داند به کجا خواهد رسيد طبيعي است که احتمال بيراهه رفتنش زياد باشد.

 

اهدافتان را مکتوب کنید
1395/4/20
ادمین سایت

 

  • اگر هدف مکتوب باشد، احتمال رسيدن به آن را %100 افزايش مي‌دهد.

  • آن را بنويسيد و نگران نباشيد! حتي اگر به آن نرسيد گام مؤثری بر خواهيد داشت.

  • هدف نوشته‌شده را در جايي نصب کنيد که هر روز آن را ببينيد.

  • اگر هدف سالانه مشخص باشد! تقسیم‌بندی آن به اهداف فصلي و ماهانه و هفتگي و روزانه و ساعتي کار سختي نخواهد بود.

  • اين موضوع باعث مي‌شود که اهداف بزرگ‌تر به اهداف کوچک‌تر تقسيم شود. 

  • و رسيدن به هر هدف کوچک‌تر انگيزه شما را براي رسيدن به هدف بزرگ‌تر قوي‌تر خواهد کرد.

 

                                  فعاليت‌هايتان را دقيق‌تر مشخص کنيد.

 

  • چه فعاليتي شما را به هدفتان نزديک مي‌کنند؟

  • آن را مشخص کنيد.

  • که چقدر بايد کار کنيد.

  • روزي چند ساعت

  • هر ساعت چند تماس

  • هر ساعت چند مذاکره

  • فکر آن نباشيد که در برخي روزها ناموفقيد.

  • روزهايي خواهد بود که موفقيت شما چند برابر خواهد بود.

  • قانون متوسط و ميانگين موفقيت را مدنظر قرار دهيد!

 

چرا مردم خرید می کنند؟
1395/4/20
ادمین سایت

 

  • اشخاصي بنا بر دلايل خود نه دلايل شما از شما خريد مي‌کنند.

  • اشتباه اين است که فروشندگان برحسب دلايل خود مي‌خواهند ديگران از آنان خريد کنند.

  • يکي از مهم‌ترین بخش‌هاي فروش تشخيص و شناسايي نيازهاي خريداران است.

  • بايد وقت صرف کنيد، بايد سؤالاتی بپرسيد تا ارزيابي کنيد که چرا افراد به کالاي شما نياز دارند.

  • اگر نتوانيد نيازهاي خريدار را به‌درستی ارزيابي کنيد فرايند فروش متوقف مي‌شود.

  • انگيزه افراد از خريد اين است که با خريد کالاي شما در شرايط بهتري قرار گيرند.

  • خريدار در برخورد با پيشنهاد فروش سه امکان انتخاب دارد.

 

  1. خريد نکند

  2. از فرد ديگري خريد کند

  3. از شما خريد کند

 

  • وظيفه و کار شما بايد اين باشد که خريدار بخواهد از شما خريد کند.

  • اقتصاددانان «واحد رضايت» را تعريف مي‌کنند.

  • فرض آنان بر اين است که اقدامات مختلف مي‌تواند رضايت خاطر متفاوتي به شخص دهد.

  • او مي‌تواند و سعي می‌کند در هر کاري بيشترين «واحد رضايت» را بدست آورد.

  • هر چه کالاي شما يا خدمت شما او را راضي‌تر کند، از شما راحت‌تر خريد می‌کند.

  • ارزش عاطفي نيز در خريد مهم است.

  • گاه اين «ارزاني» يک کالا است که «ارزش عاطفي» را تحت تأثیر قرار مي‌دهد.

  • گاه «شهرت» يک کالا است.

  • و گاه «من و تو» هستيم که احساسات و عاطفه مشتري را تحت تأثیر قرار مي‌دهيم.

  • آنان دوست ندارند که در اثر يک خريد از طرف اطرافيان چون همسر، رئيس و... خود موردانتقاد قرار گيرند.

  • دليل خريد قيمت و کيفيت نيست.

  • آنان تحت تأثیر اطرافيان خود نيز هستند.

  • در دنياي تجارت امروز دو موضوع «قيمت و کيفيت» حتماً محاسبه‌شده است و بيشتر افراد اين را خوب مي‌دانند.

 

                                                           تحليل نيازها

 

  • فروش حرف‌های با تحليل نيازها آغاز مي‌شود.

  • تا وقتي به‌درستی و به‌اندازه کافي سؤال نکنيد و به پاسخ‌ها گوش ندهيد، نمي‌توانيد کالاي خود را بفروشيد.

  • پس از بيان و تشخيص نيازها مي‌توانيد با اجراي مراحل فروش مشتري را قانع کنيد که با خريد کالاي شما نيازش برطرف مي‌شود.

  • در تحليل نيازها بايد به کيفيت و عملکرد و سود محصول براي مشتري توجه داشت.

  • براي بسياري از افراد اصلاً مهم نيست که محصول شما چگونه ساخته‌شده است.

براي افراد یقیناً اين مهم است که محصول شما چه نيازي از آن‌ها برطرف می‌کند و چه سودي براي آن‌ها دارد و چه‌کاری براي آن‌ها انجام مي‌دهد.

تحليل بازار
1395/4/20
ادمین سایت

 

مشتري شما دقیقاً چه کسي است؟

 

او در چه سني است؟

 

در چه درجه عقلي قرار دارد؟

 

شغلش چيست؟

 

درآمدش چقدر است؟

 

چه تجربه‌اي دارد؟

 

نيازش به چيست؟

 

  • هر چه مشتري ايده‌آل خود را بهتر بشناسيد راحت‌تر مي‌توانيد شبيه او را پيدا کنيد.

  • در حال حاضر چه کسي کالاي شما را خريداري می‌کند؟

  • از قاعده 80 به 20 استفاده کنيد

  • آن %20 مشتريان شما که %80 کالاي شما را مي‌خرند چه کساني هستند.

  • چه وجه مشترکي دارند

  • مشتريان آينده شما چه کساني هستند

  • بازارها پيوسته تغيير مي‌کنند

  • شما هم بايد تغيير کنيد

  • پنج سال بعد را در نظر بگيريد

  • پنج سال بعد بهترين مشتريان شما چه کساني هستند؟

  • مشتريان شما چگونه تغيير مي‌کنند 

  • آنان را بيابيد در هر جا که هستند؟

  • کدام بازار جديد پيش روي محصول شماست؟

  • مشتري شما چه مي‌خرد؟

  • رقيب شما چه کسي است؟

  • کدامشان جدي‌اند؟

  • مزايا و معايب کالاي رقيب را بشناسيد.